تبليغاتX
پرواز پرنده
از هر دری سخنی
قزن عزیز دردونه دعوتمون کرده به یه بازی٬ اونم یه بازی که باید کلی فسفر بسوزونی که من اخیرا" سوزوندم و چیزی ازش نمونده!

اولین ترانه ای که گوش کردم و برام جالب بود٬ ترانه ی بلا شیطون خودم اندی بود چه کنیم خواهر آغاز دورا شیرین نوجوانی بود و عشق آتیشی و شور و شوق اون دوران. خودمو می زاشتم جای اون بلا و تصور می کردم جناب عقش آقای اندی و داره واسه من می خونهخدایی چه دوران شیرینی بود. احساس می کنم دیگه هیچ وقت مثل اون زمان با شنیدن این مدل آهنگ ها خوچحال (سلام شروری) نمیشم!

اما آهنگ هایی که ازشون خاطره دارم: وقتی سوم راهنمایی بودم یه دوست خوب و نازنین داشتم که اون زمان پسر خاله ش رشته ی پزشکی دانشگاه اونجا قبول شده بود و اومده بود خونه ی اینا و از اونجایی که ایشون ترانه های جور و واجور گوش می دادن دوست من هم پا به پای اون ترانه هارو حفظ می کرد و میومد توی کلاس در گوش من زمزمه می کرد٬ منم که عاشق صداش بودم گوش می کردم و ازش می خواستم برام ضبط کنه و بیاره.

قشنگ ترین و پر خاطره ترین آهنگ ها همونا بودن که از هایده و حمیرا می خوند. ببین فسفر تموم شد( یادم نمیاد چی می خوند) صب کن اگه یادم اومد میگمت!

آهنگی که خیلی ازش خاطره دارم مربوط به سن ۱۷ یا ۱۸ سالگیمه: تمام دنیا یه طرف تو یک طرف عزیزم عزیزم........ تمام خوبا یه طرف تو یک طرف عزیزم عزیزم.......................

این آلبوم شادروان مهستی زمانی بیرون اومد که عروسی عمو کوچیکم بود و همه فامیل دست به دست هم با این آهنگ قر می دادن. یه روزم رفته بودم خونه ی خاله بزرگه و هی اینو می خوندم نگو پسر خاله که یه جورایی گرفتار هم بوده خوشش اومده بود و در کمال پر رویی اومد وایستاده روبروم و برام خوند تمام دنیا یک طرف.............!!!

کلا" ترانه های ترکی استانبولی رو دوست دارم و همیشه گوش میدم و بیشتر از ترانه های فارسی دوسشون دارم. خواننده های مورد علاقم هم(ترکی بخونین) ابرو گوندش٬ گولبن٬ محسون قرمزی گول٬ ترانه ها و صدای ابراهیم تاتلیس رو هم دوست دارم اما در مورد خودش شک دارم.

امروزه روز که حالو هوام خوب نیست فرامرز اصلانی گوش می دم و گاهی باهاش گریه می کنم٬ ترانه ی یه دیوار.... و ......

ترانه ی ماه من لیلارو گوش میدم و عاشق ترانه های آروم و معنی دار هستم یعنی بیشتر از آهنگ ترانه واسم مهمه و جذبم میکنه.

دیگه چی داشت این بازی؟

قزن جون میدونم قاطی پاطی نوشتم اما جان من همین بسه چون درب و  داغونم!

مثل اینکه یه روز باید بیام بگم تو این چند وقته چی شده که من از زمین و زمان بریدم.

.

واسه ۲۲ اسفند بلیت مشهد داریم٬ شاید یه کم بهتر شدم اومدم رسوبات دلم رو ریختم بیرون....

امروز بعد از تلاشی بسیار توانستیم واسه بندر عباس هتل رزرو کنیم. از ۲۹ تا ۳ خدا کنه خوب باشه و خوش بگذره.

 دوستون دارم برام دعا کنین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/06ساعت 17:51  توسط صنم |