تبليغاتX
پرواز پرنده
از هر دری سخنی
دوستان عزیزم

دنبال کتابی درباره ی کمک به افرادی که در زندگی به بست رسیده اند هستم.

کتابی که با خوندنش بتونم کمکی باشم برای تغییر تفکرات منفی یا حداقل ثابت کردن شخصیت مثبتی که در وجودش هست و نمی تونه اونو ببینه. 

یه جورایی نمی دونم باید چطوری صحبت کنم که برداشت منفی نکنه و احساس نکنه که دارم بهش ترحم می کنم.

اگه چنین کتابی سراغ دارین ممنون میشم بهم معرفی کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 15:30  توسط صنم | 
از اتفاقاتی که اخیرا" تو دنیای مجازی رخ میده دلگیرم

تصورش برام غیر ممکنه! وقتی میرم وبلاگ دوستان و ناراحتی هاشون رو میبینم و آنچنان دلم می گیره که حد و حساب نداره. شاید اتفاقاتی که ازشون حرف زدم٬ هیچ ارتباط مستقیمی به من نداشته باشه و شاید کسایی که از هم دلخور هستن یه روزی دوباره رابطه ی خوب و خوشی داشته باشن... اما ناخوداگاه  یه تاثیر غیر مستقیم رو آدم میزاره که دلت میگیره و ترجیح می دی بازم تنها باشی.

هیچ کدوم از ما از روی بی حوصلگی و بی کاری شروع به وبلاگ نویسی نکردیم. چیزی که من فهمیدم همه ی بچه های وبلاگ نویس یه حس درونی و یه قدرت نویسندگی دارن که با نوشتن تخلیه میشن٬ چه تخلیه ی روحی چه اطلاعاتی و در مقابل با کسایی روبه رو میشن که می تونن بعنوان یه راهنما یا یه دوست و یا یه همراه برای اون شخص باشن. چقدر خوبه روزایی که پست قشنگ و پر از انرژی یکی از دوستان رو می خونم و بیشتر اوقات در اثر خوندن اون پست انرژی مثبت می گیرم و شارژم و اما چقدر اون روز اعصابم به هم ریخت وقتی دیدم......... دلم نمی خواد در موردش صحبت کنم.

مرسی که به فکرم بودین. دلگرمی های من توی این دنیا شما هستید٬ وگرنه شاید هرگز نمی نوشتم.

البته هنوز با افکارم درگیرم٬ ولی دارم به خودم یاد میدم به مثبت ها فکر کنم و بهایی برای افکار مزاحم ندم.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 15:21  توسط صنم | 
............... ای کاش هر گز نمی نوشتم حتی یک خط!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 14:40  توسط صنم |