![]() |
![]() |
|
| از هر دری سخنی |
|
هی ی ی! همینجوری دلم خواست بنویسم!
این هفته آی خوابیدم آی خوابیدم ! جای دوستانی که دلشون لک زده واسه خواب در هوای پاییزی خالی! صبح ها بعد از اینکه پسملی و دخملی و بابایی و راهی می کنم٬ من می مونم و یه خونه ی بهم ریخته! منا که قربونش برم همچنان به امر ریخت و پاش مشغوله و ماشالله خسته بشو هم نیست. از مدرسه که میاد خودش میشه یه پا معلم! وایتبردشو می زاره جلوش حالا ننویس کی بنویس٬ همینطوری هم درست مثل معلمش توضیح پشت توضیح! یعنی من می تونم کاملا" بفهمم که معلمه تو کلاس با این بچه ها چی کار می کنه! خیلاصه که بعد از جمع و جور کردن بریز بپاش های این سه موجود فضایی می پرم تو رختخواب و یه کتاب مورد علاقه ی خشنگ٬ می گیرم دستمو حالا نخون کی بخون! بعدشم که معلومه یه خواب عمیقی به این چشمای خسته مستولی میشه که٬ نمیشه بهش گفت نخواب! بنابراین ساعت شده هشت و نیم نه که مجددا" می خوابم و بععععد ساعت ده دهو نیم ییهو عین این جن زده ها از خواب می پرم٬ اونم اگه گفتین واسه چی؟ واسه اینکه تا یکی دو ساعت دیگه گرسنه های مامان بر می گردن و نهار می خوان! اما امروز: خسبیدم تا ساعت ده٬ بعد گفتم نهار یه کوکو سبزی دبش درست می کنم که خیلی هوس کردم٬ بنابر این پریدم سوپر میوه ی سر کوچه که القضا سبزی نداشت! دیگه هیچی دیگه هوسه دیگه رفتم سمت بازار تره بار و از این سبزی های دسته شده خریدم و اومدم. الان هم سبزی ها توی ضد عفونی کنندست و من هنوز هیچ کاری نکردم. یکی از گرسنه ها هم اومده و من نشستم دارم پست می نویسم!!! خدایی دارین چه مامان خوبی هستم ! یه کم یاد بگیرین! خب چیه ........الان می رم بابا! حالا هر روز نهار به موقع آماده می شدآ ! عوضش امروز وبلاگ به موقع آپ شد باشه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/09/28ساعت 12:36 توسط صنم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|